کی کوه جوابی به دلم داد به جز سنگ؟ برده است مرا هر کسی از یاد به جز سنگ یک عمر نشستم که بیفتد مگر آن سیب از کوه غرورت مگر افتاد به جز سنگ؟ تقدیر چه می شد که خطی خوش بنویسد در دفتر پیشانی فرهاد به جز سنگ؟
یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید یک واژه بگو خانه ات آباد به جز سنگ!
بر بستر این رود گل آلود نشد، آه! پیدا کند این ماهی آزاد به جز سنگ
مثل همـه مـا هـم خيـال زندگـی داريـم امـا نـمی دانـم چـرا مـا را نـمی فـهمند
هـر روز سـيبـی در مسيـر آب می آيـد ديگـر نيـا اين شـهر معـنا را نمی فهمند اين مردمان مانـند اهـل كوفـه می مانند انـدازۀ يـك چـاه مـولا را نـمی فـهمند اينجا سه سال پيـش دست دارمـان دادند اين قوم درد اينجاست اينجا را نمی فهمند
فرسنگ ها از قيـل وقـال عاشـقی دورند هنـد و سمـرقنـد و بـخارا را نمی فهمند
چاقـو به دسـت مـردم هشيـار افـتاده ديـدار يوسـف بـا زليخـا را نمی فهمند
از روز اول بـا تـو در پـرواز دانـستـم پروانه ها در پیله دنیا را نمی فهمند
چمدان را كه جمع مي كرديم، هركسي يك نفس دعا ميخواست پسرت عاقبت به خيريّ و ، دخترت اذن كربلا مي خواست . اسم ها را نوشته بودي تا، هييچ قولي ز خاطرت نرود مرد همسايه شيميايي بود، همسرش وعده ي شفا مي خواست . من كه اين سالها قدم به قدم، پا به پاي تو زندگي كردم در خيالم دمي نمي گنجيد، دل بي طاقتت چه ها مي خواست . تو شهادت مقدرت بوده، گرچه از جنگ زنده برگشتي ملك الموت از همان اول، قبض روح تو را مِنا مي خواست . عصر روز گذشته در عرفات، در مناجات عاشقانه ي خود تو چه گفتي كه من عقب ماندم؟؟كه خدا هم فقط تو را مي خواست؟! . ما دوتن هر دو همقدم بوديم، لحظه لحظه كنار هم بوديم كاش با هم عروج ميكرديم، كاش ميشد.... اگر خدا مي خواست....
پ ن: تسلیت به مناسبت شهادت حاجی های منا و ننگ و نفرین بر آل سعود